به نام خداوند بخشنده مهربان
مقدمه: شاید کمتر انسانی را بتوان یافت که تعلّق خاطر به زادگاه خود نداشته باشد و قلبش به خاطر آن نتپد ولی از آنجا که در فرهنگ مسلمانی ما محور وحدت ، تقوا می باشد بنابراین باید مواظب باشیم تعلق خاطرمان به زادگاه ، شهر یا وطن تبدیل به تعصّب و عصبیت و زری نسبت به آن نشود چرا که از نظر تمامی منتقدان تاریخ اسلام به خصوص بقول ابن خلدون بزرگترین جامعه شناس مسلمان: آن چه که موجب از هم پاشیده شدن وحدت اولّیه مسلمانان و نفاق و تفرقه بین آنان و در نتیجه موجب شد از آن حرکت و پیشرفت و شکوفایی و جهان گشایی قرون اولّیه به ایستایی و رکورد و اضمحلال و عقب ماندگی و نابودی بر سند همان تعصّبات قومی و قبیلگی و عصیبت عربی بر عجمی بود و به قول مرحوم آیه الله کاشانی بزرگ(قدس سره اشریف) تمام ممالک اسلامی وطن ماست امّا از آنجا که معرفی زادگاه و شهر ودیار خود به خصوص مختصات طبیعی و غیر طبیعی واز جمله فرهنگی آن ، فواید فراوانی مانند هویت بخشی، خود باوری، وطن پرستی وغیره را برای نسلهای های نو با آگاهی از تمّدن کهن خود دارد بر آن شدیم تا در این مقوله بر حسب وظیفه درباره ی برخی از این شاخصه ها به اختصار گذر داشته باشیم:
1- وجه تسمیه: سوال: چرا نام این مکان را نقنه نامیده اند؟
در این باب دو نقل قول وجود دارد الف: بعضی چنین نوشته اند که از آنجا که قبلا نیز منطقه به دلیل شرایط اقلیمی و آب وهوایی گذشته بسیار سرسبز بوده است( به طوری که در حال حاضر علی رغم تغییرات آب وهوایی و خرابی ها و تغییرات انجام شده توسط انسان ، هنوز حدود پنج شش مرغزار در مزارع آن وجود دارد و وجود پرندگان بسیار از جمله پرندگان آواز خوان نام دیرین آن را نغمه گذاشته اند که به مرور زمان نغمه به نقنه تبدیل شده است. ب: بعضی گفته اند از آنجا که در مزارع این مکان قنوات بسیار وجود داشته است به طوری که در حال حاضر حداقل شش دهانه ازآنها موجود است نام این مکان را نقنه گذاشته اند این مکان از چند مزرعه تشکیل شده است که عبارتند از: دبا- حسنبگی- دره خیر- دره ریز- چشمه سفید- اردوبار- چهارچوبی- سیاه سرد- عطا کله- دبا عرب- گورجلال- تز رزه- سرمیدان- دره چشمه- سی دره سی و مزرعه ده که خود شهر در همین مزرعه ده واقع شده است و همان که مشهور است چهارمحال و بختیاری را به دلیل داشتن ارتفاع بالاتر آن از سطح دریا نسبت به سایر نقاط دیگرکشور به عنوان بام ایران مشهور است باید یاد آورد شد این شهر یکی از بالا ترین ارتفاعات را نسبت به بقبه استان دارد و به فاصله 3 کیلومتری درضلع شرقی بروجن در مسیر بروجن شهرضا قرار دارد و نسبت به اصفهان از طرف مبارکه در فاصله ی 60 کیلومتری اصفهان و در سمت جنوب غربی آن واقع است.
2- پیشینه و آثار تاریخی:
قبوری متعلّق به ارامنه مربوط به قرنهای بسیار دور که گویا بیانگر سکونت ارامنه قبل از مسلمانان در این مکان است، وسایلی که در یکی از از قبرستان های معدوم شده هنگام حفاری به همراه اجساد به دست آمده ، شیرهای سنگینی بسیار زیبا که متأسفانه در همین دهه اخیر به سرقت رفته اند، قبور متعلّق به شیعیان مربوط به قرون اولیه اسلامی، وجود امام زاده میرحیدرشاه از نوادگان امام جعفر صادق(ع) ، وجه تسمیه برخی محلات به نام محله ی قلعه ارمنی ، قلعه مخروبه بر سر یکی از از قلّه های کوههای اطراف - معروف به کوه چشمه سفید- کشفیات مکرّر اشیاء خاکی و سکه های تاریخی در محلات گوناگون و وجود مسجد جامع با قدمت قریب به330 سال که متعلق به عصر صفویه بوده و جزء میراث فرهنگی کشور ثبت شده است و غیره ، همگی نشان از تاریخ کهن این مرز و بوم دارد.
3- مختصات فرهنگی و سیاسی:
الف) زبان و گویش بومی :
زبان مردم اصلی نقنه ، فارسی اصیل و گویش آن تشابه بسیاری به گویش اصیل اصفهانی دارد و از آنجا که بنا بر نظر کارشناسان میراث فرهنگی این منطقه از همان قرون اولیه اسلامی شیعه نشین نیز بوده است، در طول تاریخ آن را دارالمومنین خوانده اند و وجود امام زاده در این شهر جلوه ای از فرهنگ اعتقادی اسلامی شیعی به وجود آورده است و به همین دلیل است که از همان شروع نهضت امام خمینی (ره) در سال 1342 گروهی از رادمردان آن با الهام از فرهنگ عاشورا همراه دیگر جوانان ایران زمین ، وارد مبارزات سیاسی شدند و با تحمل رنج ها و سختی ها و شکنجه های بسیار نقش عظیمی در پیروزی انقلاب اسلامی داشتند و در جنگ تحمیلی نیز به دلیل حضور بسیاری از جوانان آن ، بیشترین شهید نسبت به جمعیتش را در سطح استان ، تقدیم انقلاب ، ایران وامام (ره) نمودند و قابل توجه است که بیشترین فرمانده هان تیپ44 قمر بنی هاشم(ع) در بسیاری از سالهای جنگ و بعد از آن از همین شهر بوده اند. که این خود جای تأمل و بررسی بسیار دارد. مشکلاتی مانند خشکسالی وکمبود امکانات زندگی و تحصیلی و نزدیکی به اصفهان و برخی دیگر از شهرها و روستاها موجب شده است که بسیاری از مردم نقنه از شهر مهاجرت نمایند و متأسفانه جمعیت جایگزین فعلی که نیمی از بافت جمعیت امروزی آن را تشکیل می دهد ، به دلیل پراکندگی مبادی مهاجرتی آنان و خورده فرهنگ هایی که بعضا" با خود آورده اند ، موجب شده است که بافت فرهنگی و مذهبی شهر در یکی دو دهه ی حاضر ، نسبت به دهه های گذشته آن بسیار متحوّل شده باشد که این دلسوزانه امر و کارشناسان متعهد را برای تجدید بنای فرهنگ گذشته آن و اصلاح نابسامانی های اجتماعیِ حاضر می طلبد.
یکی دیگر از اقدامات عملی مومنان این شهر ، حساسیت نسبت به فرقه های ضالّه بهائیت و بابیت و وهابیت می باشد که در این رابطه دو مورد را ذکر می کنیم:
* صفحه بعد *