شهادت، بُرندهترين سلاحى است كه هيچ دشمنى را ياراى مقاومت در برابر آن نيست، مرحوم شريعتى در اين باره بحثهاى مبسوطى دارد كه براى رعايت اختصار، به گزيدههايى از آن اشاره مىكنيم.
"يكى از بهترين و حيات بخشترين سرمايههايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نيست كه دشمن ما بر مجاهد تحميل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بيدارى و بينايى خويش، خود انتخاب مىكند!... شهادت، در يك كلمه - بر خلاف تاريخهاى ديگر كه حادثهاى است و درگيرى است و مرگ تحميل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، يك درجه است، وسيله نيست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود يك تكامل، يك علو است؛ خود يك مسئوليت بزرگ است؛ خود يك راه نيم بُر به طرف صعود به قله معراج بشريت است و يك فرهنگ است.
امروز اين سخنان با پشتوانه سرمايه عظيم انقلاب، جنگ تحميلى و انديشههاى ناب حضرت امام قدس سره براى نسل جديد، عادى و جا افتاده شده است؛ ليكن در اواخر سال 50 كه اين سخنرانىها ايراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهيم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مىشد.
علاوه بر اين، خفقان و امنيت پليسى حاكم بر آن دوره تاريخى، بيانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات با شكوهى برپا كردند.
مرحوم شريعتى شهادت را به دو بخش حمزهاى و حسينى تقسيم مىكند. شهيد مطهرى نيز از منظرى ديگر، بدان مىپردازد؛ وى در اين مورد مىنويسد: "جناب حمزه، سيدالشهداى زمان خودش است و امام حسينعليه السلام سيدالشهداى همه زمانها است."
دكتر شريعتى در اين باره مىگويد: "ما دو نوع شهيد داريم؛ سمبل يكى حمزه سيدالشهداء، و سمبل ديگرى امام حسينعليه السلام است."
براى روشن شدن تقسيم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مىپردازيم.
شهادت حمزهاى
«حمزه يك قهرمان مجاهد است كه براى پيروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهيد شده است... حمزه و ساير مجاهدان براى پيروزى آمده بودند - البته با احتمال اين كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پيروزى و شكستن دشمن بود... بنابراين شهيد حمزهاى و شهادت حمزهاى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."
دكتر شريعتى شهداى حمزهاى را مجاهدانى مىداند كه نه براى شهيد شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به ميدان جهاد شتافتهاند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظيفه اوليه اسلامى شهداى حمزهاى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، ليكن قضاى الهى بر سرنوشت ايشان، شهادت نوشته است. بنابراين، شهيد حمزهاى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمىباشد؛ چرا كه وظيفه اوليه خود را شكست دادن دشمن مىداند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مىكند.
شهادت حسينىعليه السلام
"شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسينعليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. اين طور نيست، او در حالى كه مىتوانسته است در خانهاش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسينعليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مىكرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."
سمبل شهادت حسينى در اين تعريف، تنها سلاح پيروز است. البته شهادت حسينى شرايط ويژه خود را مىطلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گير مىشود و ارزشهاى والاى اسلامى مسخ مىگردد و موعظهها بر گوشهاى سنگين كارگر نمىافتد؛ حسين با همه دانايى به عدم توانايى خود در پيروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مىرود و با انتخاب شهادت، بزرگترين كارى را كه مىشد كرد، انجام مىدهد.
ثمره شهادت امام حسينعليه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هويّت اصيل اسلامى و زدن داغ رسوايى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر پيشانى كريه حكومت يزيد است.
در شهادت حسينى، وظيفه اوليه اسلامى براى يارى دين خدا، شهادت است؛ در اين جا مجاهد فىسبيلالله با شهادت خود، دين خدا را يارى مىكند. شهادت عمار ياسر نيز از اين قبيل است؛ ليكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسينعليه السلام به دلايلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مىشود و در شهادت حمزهاى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزهاى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.