به سایت امام زاده میرحیدرشاه (ع) نقنه ، خوش آمدید!
02:43 دوشنبه 1 خرداد ماه ، 1391
آمار کاربران
دو افتخار بزرگ شهر نقنه
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
نظر سنجي
میزان رضایت شما از سایت؟

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
متوسطه
جای کار داره



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 63
نظرات : 9
سایت امام زاده میرحیدرشاه نقنه / شهدای نقنه / شهید سید ضیاء الدین نقنه ای از زبان دیگران




 


شهید سید ضیاء الدین نقنه ای از زبان دیگران:

پدرشهید:
به مرخصی هم که می آمد یک لحظه آرام وقرارنداشت ،در خانواده و بستگاه به روشن کردن توطئه های دشمنان و جریان بنی صدر می پرداخت.

سرداراعتصامی همرزم شهید:
پس از آن با تشکیل شدن تیپ امام حسین (ع) به دستور شهید خرازی وباتلاشهای شهید سید ضیاء الدین واحد ادوات تیپ اما م حسین(ع) را راه اندازی کردیم.در عملیات حصر آبادان رشادتهای زیادی از خود نشان داد و با یک ایثارگری زاغه مهمات غنیمتی را که توسط توپخانه عراق زده شده بودوداشت می سوخت راخاموش کرد. او با آن توان جسمی و شجاعتی که داشت یک بشکه 220 لیتری آب را به تنهایی بلند کرد و در حین انفجار وآتش گرفتن مهماتها؛ آن را جلو در سنگر انداخت و آتش را خاموش کرد.
به همراه چند تن از جمله سید ضیاء الدین در شرایط سختی قرار گرفتیم که احتمال می رفت بدست دشمن گرفتار شدیم، بنابراین به یک گروهان از نیروهای عراقی حمله کردیم که تعدادی از آنها را اسیر و تعدادی را کشتیم و سید ضیاءالدین به سختی مجروح شد.
او که از ناحیه شکم به سختی مجروح شده بود ابتدا به اهواز و سپس به مشهد انتقال داده شد که مدت 35 روز در آنجا بستری بود. باز هم خانواده را در جریان مجروحیت خود قرار نداد و پس از بهبودی مجدداً عازم جبهه شد اما چون وضعیتش نامساعد بود به نقنه برگشت.
در پاتکهای عملیات رمضان نقنه ای با یک حالت مجروح آمده بود نزد برادران توپخانه و خیلی حال ایشان بد بود و از طرفی حال ایشان بر روی محوری که ایشان مسوؤلیت آن را بر عهده داشت خیلی زیاد بود. بنده رسیدم سنگر دیدم وضعیت ایشان خیلی مناسب نیست، به او گفتم شما را به بهداری منتقل کنم تا 24 ساعت دیگرحال شما بهتر می شود. ایشان نپذیرفت و بعد از چند دقیقه استراحت باز به خط مقدم رفت و این جز از خودگذشتگی و رشادت و ایمان قوی ایشان نبود.

مادر شهید:
فرزندم در دوران زندگی سختیهای زیادی متحمل شد. او بسیار سخت کوش و صبور بود. نسبت به من و پدرش دلسوز بود و نسبت به خواهر و برادرانش مانند یک معلم آگاه بود که درس ایمان و عمل به آنها می داد. او مقید به انقلاب و ولایت فقیه بود. همیشه به این فرزندم احساس خاصی داشتم چون در همه حالات زندگی کمکم می کرد و می گفت: مادر جان تا من هستم به چیزی فکر نکن.چند روز قبل از شهادتش، وقتی نماز مغرب و عشا خواندم، تسبیحات حضرت زهرا(س) را می گفتم. دیدم نوری از آسمان وارد حیاط شد و روی درخت گل محمدی که در حیاط داشتیم نشست. همان موقع احساس کردم که فرزندم شهید می شود. در همان موقع از خداوند خواستم همانطور که مهرش را در دلم انداخته بود، مهرش را از من نگیرد و او را از من بپذیرد.

--------------------

منبع : سایت ساجد ( سایت جامع دفاع مقدس )









کلمات کليدي : All Rights Reserved
character by: mehdi aghababa
host:www.naghneh.org
imam zadeh mirheidarshah naghneh web site

dwelling:IRAN-NAGHNEH

© کپی رایت توسط : سایت امام زاده میرحیدرشاه نقنه (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مطالب فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است .

نوشته شده در تاریخ : 7 آذر ماه ، 1387 (257 مشاهده)

[ بازگشت ]

آدرس امام زاده: نقنه، ميدان امام(ره)،خیابان شهدا

N@ghneh.Org , All righte reserved , Design & Manage by : Mehdi Aghababa
کليه ي حقوق سايت امامزاده میرحیدرشاه(ع) نقنه محفوظ مي باشد و کپي برداري از مطالب آن فقط با ذکر منبع ، اشکال شرعي ندارد.